X
تبلیغات
رایتل
محقق کابلی


فصل اول

دوران کودکی و تحصیلات


حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) در تابستان 1307 هجری شمسی ، در روستایی واقع در شمال غرب کابل و در یک خانواده مذهبی و مخلص اهل البیت دیده به جهان گشود ، از آنجایی که در خانواده ایشان ، آموزش ، تربیت ، خصلت و منش مذهبی حاکم بود، لذا نخستین گامهای آموزش را در محیط آموزشی خانواده برداشته و در سن 7 سالگی در نزد برادر خود نور احمد رحمه الله علیه آموزش ابتدائی را شروع نموده و قرآن شریف و کتب فارسی درسی رایج را در نزد ایشان فرا می گیرند.
بعد از طی این مرحله ابتدائی در محیط آموزشی بیرون از خانواده قدم نهاده و شروع به فراگیری علوم عربی و اسلامی چون ادبیات ( مانند صرف ، نحو ، معانی ، بیان و ...) منطق ، فقه و و اصول می نماید ، بدلیل فقدان یک سیستم آموزشی منظم و پیشرفته و نبود مدرسه و حوزه علیمه درسی ، این مضامین را بطور پراکنده و به شیوه سنتی و محلی در نزد روحانیون محل و کابل تلمذ می نماید .
باتوجه به مشکلات موجود از نظر آموزشی، امکانات و خفقان سیاسی ، فرهنگی ، مذهبی حاکم بر جامعه افغانستان ایشان با جدیت و علاقه فراوان در سهای حوزوی و آموزش علوم استامی را دنبال می نمایند و در طی این مدت کتابهای مهم درسی چون : جامع المقدمات ، شرح ملا جامی ، مغنی ، سیوطی ، مظول ، ( متون درسی ادبیات عربی ) حاشیه ملا عبدالله ، ( متن درسی منطق ) معالم الاصول ، قوانین ( متون درسی اصول فقه ) و کتاب شریف شرح لمعه ( متین درسی فقه ، میراث ارزشمند شهیدین ) (( رهما )) را به پایان می برد . با پایان رسانیدن حد نهایی امکان ادامه تحصیلات در کابل عملا زمینه استمرار تحصیل در آنجا منتفی می گردد .
ایشان از طرفی استعداد سرشار و علاقه شدید به فراگیری علوم اسلامی داشتند و از طرفی نیز عملا امکان ادامه تحصیلات در کابل منتفی بود و لذا مدتی را با رنج و نگرانی در کابل به سر می بردند .
تا اینکه سرانجام با اعتماد و توکل به خداوند تبارک و تعالی و توسل به ائمه اطهار ( سلام الله علیهم اجمعین ) ایشان تصمیم می گیرند که راهی حوزه علمیه نجف گردند تا روزنه جدیدی از علم و هدایت الهی در برابر ایشان گشوده شود .
جریان مسافرت از کابل تا ایران و از آنجا تا عراق و نجف اشرف قابل دقت بسیار و بسیار آموزنده است و مشخص است که از همان آغاز مسافرت تا ورود به حوزه علمیه نجف اشرف و همین طور ادامه تحصیلات ، همه این مراحل همراه با الطاف الهی و عنایات خاصه اهل بیت اطهار علیهم السلام بوده است ، مشکلات اداری و غیره به سرعت و معجزه آسا (( من حیث لا یحتسب )) یکی پس از دیگری برطرف گردیده و زمینه ها برای رسیدن به مقصود فراهم می گردد .
جریان مسافرت از این قرار است : در پائیز 1332 عده ای از مومنین منطقه آمادگی سفر به کربلا و نجف را جهت زیارت عتبات وعالیات می گیرند که در جمع آنها ، یکی از اساتید ایشان به نام شیخ محمد و خواهر ایشان نیز بوده اند ، بعد از طی مراحل اخذ پاسپورت عزم سفر می نمایند ایشان جهت خداحافظی به منزل آنها می رود ، آنها به ایشان پیشنهاد می کنند که تا کابل ما را همراهی نمائید این پیشنهاد مورد موافقت معظم له قرار می گیرد و با آنها عازم کابل می شوند در جریان سفر به کابل به صورت الهام گونه تصمیم می گیرد که با این غافله که عازم زیارت عتبات عالیات هستند عازم شوند و یک پاسپورت سریعا و به طور معجزه آسا برای ایشان درست می شود و بعد ویزای ایران را در هرات می گیرد و از آنجا عازم ایران شده و ویزای عراق را در کرمانشاه ( باختران دریافت می نماید و سرانجام در عتبات عالیات با پاسپورت رسمی مشرف می شود بدون اینکه هیچ مشکلی در مسافرت ایجاد گردد !! و این نبوده است به جزء لطف الهی و جازبه ائمه اطهار( سلام الله علیهم اجمعین )که نسبت به شیعیان مخلص خود دارند .
در سال (1332 ) وارد حوزه علمیه نجف اشرف می گردد و تحصیلات خویش را از دو متن درسی سنگین حوزه علمیه در فقه و اصول یعنی (( رسائل )) و (( مکاسب )) ( یادگار و میراث ارزشمند یگانه پاسدار فقه و فقاهت دانشمند و فقیه فرزانه شیخ اعظم مرتضی انصاری (( رحمه الله علیه )) ) شروع می نماید و از محضر رجال نامی حوزه علمیه نجف اشرف آیت الله سید عبدالاعلی سبزواری (رحمة الله ) و آیت الله شیخ کاظم تبریزی و آیت الله سید عبدالحسین رشدی و آیت الله شیخ محمد تقی آل رازی این دو کتاب بسیار ارزشمند را فرامی گیرد و متن مهم درسی کفایه الاصول ( میراث سنگین قهرمان فقه و فقاهت آخوند هروی خراسانی (( ره )) ) را در محضر اساتید بزرگ چون مرحوم شیخ صدرا و مرحوم شیخ مجتبی به پایان می رساند و مقداری از متن درسی عمیق فلسفی شرح منظومه ( یادگار و تجلی افکار بلند منطقی ، کلامی و فلسفی ، فیلسوف شهیر ملا هادی سبزواری ) را ازمحضر شیخ عباس قوچانی فرا می گیرد .
بعد از پایان سطوح عالیه ، به قله های بلند معارف صعود نموده و به پله های اجتهاد گام می زند و در زمستان سال ( 1334 ) وارد حلقه درس خارج اصول حضرت آیت الله العظمی خوئی (( قدس سره )) می گردد وهمچنین در حلقه درس خارج فقه ا ز کتاب مکاسب آیت الله شیخ محمد باقر زنجانی حاضر می گردد .
شاید در سال (1336 ) است که حضرت آیت الله العظمی خوئی (( ره )) قهرمان عرصه فقه ، اصول ، رجال و سایر رشته های دانش حوزوی درس خارج از فقه را به ترتیب کتاب ارزشمند فقهی عروه الوثقی ( میراث با عزمت آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبائی یزدی (( ره )) آغاز می نماید و حضرت آیت الله العظمی محقق ( دام ظله العالی ) نیز در محضر درس خارج فقه ایشان شرکت می نمایند ، بعد از پایان خارج مکاسب توسط آیت الله شیخ محمد باقر زنجانی ، در درس خارج فقه زعیم حوزه علمیه نجف اشرف حضرت آیت الله العظمی حکیم (( ره )) حاضر می شوند ، و همچنین مدتی را در دروس خارج فقه آیت الله سید حسین حمامی و درس خارج اصول آیت الله شیخ حسن حلی شرکت می نماید .
حضرت آیت الله العظمی محقق ( دام ظله العالی ) در شرایطی که در حلقات درسی خارج بزرگان و اساطین حوزه علمیه نجف حضور می رسانند از متون درسی سطوح عالیه که زمینه ساز اجتهادند هرگز غفلت نورزیده و به مطالعه ، تدریس و تحقیق دوباره آنها می پردازد و در جهت استحکام پایه های فقهی و اصولی اجتهاد و حضور و تسلط بیشتر بر منابع استنباط ، کتابهای درسی : شرح لمعه ، قوانین رسائل ، مکاسب و کفایة الاصول را هماهنگ با دروس خارج برای طلاب علوم دینی تدریس می نماید و خود جزو اساتید حوزه علمیه نجف اشرف می شود و حلقات متعدد دروس حوزوی را ایجاد می نماید .
سرانجام با تلاش پیگیر و درطی سالهای طولانی و حضور مستمر در درسهای خارج عظام و رجال نامی حوزه و تدریس ، تحقیق ، به کمک خداوند مهربان و عنایات ائمه اطهار ( سلام الله علیهم اجمعین) به بالاترین مراحل فراگیری علوم حوزوی صعود نموده و به قله های بلند اجتهاد گام می زند .

تقریرات و آثار علمی و تحقیقاتی ایشان در دوران تحصیل


1- درس خارج فقه آیة الله العظمی خوئی (( ره )) به ترتیب متن (( عروة الوثقی )) تا اواخر کتاب صلوه تقریبا چهارده سال به طول می انجامد و در طی این مدت ایشان مرتب در این درس شرکت نموده و به دقت یادداشت برداری می نمایند وبعد با اضافه کردن تحقیقات ونظرات خود، دفاتر متعددی از این بحث ها را تهیه و تنظیم می نماید و یک جلد را به اسم تحریر العروه به چاپ می رسانند و بقیه در حدود 9 جلد دیگر بدون چاپ باقی می ماند .
2- همچنین درس خارج اصول آیت الله العظمی خوئی (( ره )) را به دقت نوشته و به نام (( انقح التقریرات )) با قلم شیوای خود تنظیم می نماید اما از آنجائیکه تقریرات اصول حضرت آیت الله العظمی خوئی (( قدس سره )) توسط بعضی از شاگردانش به چاپ رسیده بود ، ایشان از چاپ انقح التقریرات خودداری می نمایند.
3- سایر دروس خارج فقه و اصول از بزرگان دیگر را که حاضر شده است نیز به طور دقیق و مرتب نوشته و تنظیم نموده است .

نکات قابل توجه درایام تحصیلات ایشان


گرچه این نکات آموزشی ، تربیتی برای همگان آموزنده و قابل دقت است اما برای طلاب علوم دینی ، دانشجویان و دانش آموزان و کلیه عناصر فرهنگی لازم است که بیشتر از دیگران به مشی عملی ایشان توجه نمایند زیرا برای آنها آموزندگی بیشتری دارد :

1- توکل ، توسل، تهذیب و تهجد


معظم له در طول تحصیلات و بعد از آن هیچگاه حالات توکل به خداوند متعال و توسل به ائمه اطهار ( علیهم السلام ) را از دست نداده است و در ارتباط دائم با این مجاری فیض الهی بوده است و همچنین همیشه یک محصل متهجد و متهذب و مقیدی بوده است که مستحبات را ترک نمی نمود و سرو کار زیاد با زیارات ، اوراد ، اذکار و ادعیه داشت . این جهات معنوی یعنی : توکل ، توسل ، تهجد و تهذیب اساسی ترین عوامل موفقیت ، آرامش و متانت در ادامه تحصیلات ایشان بوده است زیرا که (( الا به ذکرالله تطمئن القلوب )) با رو آوردن به معنویت و تقوای الهی ، الطاف الهی دائما شامل حال ایشان می باشد و به ایشان اراده و نیرویی می دهد که در برابر هر گونه مشکل در مسیر ادامه تحصیلات مقاومت نماید .
طلاب علوم دینی ، نسل جوان محصل و کلیه اندیشمندان و فرهنگیان ما باید به این مهم توجه نمایند که دانش و هنر غیرمتعهد ، جلوه زودگذر و حجاب اکبری است که صاحب آن چند روزی در دنیا به آن دل خوش می کند . واقعیت این است که دانش تهی از تعهد و تهذیب یک سلسله محفوضات و ادارکی است که انسان آنها را به آسانی و یا به سختی آموخته است و به آسانی نیز از دست خواهد داد ! چنین علم حصولی صرف ، فقط یک ردیف کردن صغری و کبری و استنتاج است و صاحب خود را به آرمان واقعی و کمال مطلوب نمی رساند و چه بسا پیامدهای مخرب و ویرانگری را برای فرد و جامعه نیز به دنبال خواهد داشت .

2- تحمل سختی ها و مشکلات


طلاب علوم دینی و کلیه محصلین جوان افغانستانی که مراحل آغازین یا میانی تحصیلات خود را می گذرانند و با مشکلات عدیده ای مانند: فقر ، تنگدستی ، غربت ، تنهایی ، فقدان مسکن ، مشکلات و پاپیچهای اداری و ... دست و پنجه نرم می کنند ، باید به سیره عملی بزرگان دین ، فقها و مراجع عظام دقیقا توجه نمایند که با چه مشکلات طاقت فرسایی در روند تحصیلات شان روبه رو بوده اند اما با تحمل همه مشکلات و توکل و توسل به تحصیلات ادامه داده اند .
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی ( دام ظله العالی ) دوران تحصیلات خود را با مشکلات و سختی های زیادی از نظر مسکن ، هزینه و امکانات سپری نموده است اما با توسل به ائمه اطهار (علیهم السلام) چون کوه در برابر همه این مشکلات مقاومت نموده و به تحصیلات ادامه داده اند ایشان از اوایل تشرف به نجف اشرف تا مدتها در تنگنا بوده و از نظر مسکن با مشکلات مواجه بوده است : در ابتدا تلاش زیادی برای یافتن اتاق در یکی از مدارس می نماید اما موفق نمی شود تا بالاخر ه مجبور می شود خدمت حضرت آیت الله العظمی حکیم (( قدس سره )) می رسند و وضعیت خود را به ایشان گزارش داده و عرض حال می نمایند و حضرت آیت الله العظمی حکیم به متولی مدرسه آقای سید کاظم یزدی دستور می دهد که ایشان را در مدرسه جای دهد !

3.نظم دقیق در زنذگی


تاریخ نشان می دهد که رشد و انکشاف علمی و پیشرفت دانشمندان در جوامع انسانی و صعودشان به قله بلند دانش و اندیشه و عرضه ابتکارات ، نوآوریها و تئوریهای نوین علمی مرهون تلاش جدی و حاکمیت نظم و دیسپلین دقیق در زندگی این اندیشمندان بوده است ، تحصیل و فراگیری هر دانش و تخصصی با تن پروری ، بی نظمی و هرج و مرج امکان پذیر نیست و انتظار چنین امری خلاف سنت دیرپای الهی و تاریخی است ، ملتی تن پرور ، بی نظم و غیر متحد هیچگاه به مراحل بالایی از تکامل علمی و تمدن انسانی نخواهد رسید و همیشه از کاروان رو به تکامل تمدن ، علم و اندیشه در جامعه بشری عقب است!

نظم دقیق در زندگی حضرت آیةالله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) برای ما بسیار آموزنده است ، در طول تحصیلات و بعد از آن ، ساعات و دقایق عمرش تقسیم بندی شده است ، نمونه بارز از این نظم دقیق در دوران تحصیل ایشان ، حضور مرتب و همیشگی در جلسات درس است که کمترین تخلف و بی نظمی ارادی در برنامه های درسی ایشان دیده نمی شود !! برای افراد عادی بسیار جای تعجب است که حتی در هفده سال حضور در درس خارج ، ایشان فقط در یک جلسه یا دو جلسه غیبت داشته است و کلیه جلسات دیگر دروس خارج را مرتب و سر ساعت حضور یافته اند.


4- جای توجه به مطالعات و موضوعات جنبی


بسیاری از طلاب علوم دینی در روند تحصیلات ، تحقیقات و مطالعاتشان در خط افراط و تفریط قرار دارند ، یا با پرداختن به دروس و مضامین پایه و متون اصلی از مطالعات و تحقیقات پیرامون موضوعات جنبی لازم غفلت می ورزند و یا ثقل کارهایشان را روی موضوعات جنبی و پیرامون مباحث فرعی قرار می دهند که هر دو روش اشتباه است .
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی( دام ظله العالی ) با توجه به وقت کمی که داشتند، ثقل و سنگینی کارهای خود را روی تحقیقات و دروس حوزوی پایه و متون قرار می دادند ، اما در عین حال از سایر مضامین فرعی و مطالعات جنبی نیز غافل نبوده اند ولذا قسمتی از اوقات خود را به مطالعه پیرامون مسائل اعتقادی ، اخلاقی ، سیاسی و اجتماعی اسلام و برنامه های تمرین سخنرانی و غیره اختصاص می دادند.

5- کار روی متون درسی پائین تر در حین تحصیلات بالاتر


چناچه قبلا اشاره شد ، روش ایشان این بوده است که در عین حال تحصیلات خود را در سطوح و مراحل بالاتری ادامه می داده و به دروس خارج مشغول بوده اما هرگز از متون درسی پائین غافل نبوده است و بار دیگر با افق فکری بازتر و دید محققانه تر همان متون درسی پیشین را ( که یک بار به دقت آنها را گذرانده است ) مورد مطالعه و بررسی قرار داده و به بحث و تدریس آنها می پرداختند..
این نکته برای کلیه طلاب علوم دینی و به خصوص طلابی که درمسیر اجتهاد گام برمی دارند بسیار حائز اهمیت است ! متاسفانه عده ای از طلاب علوم دینی با صعود در مراحل بالای تحصیلی و حضور در درسهای خارج ، دیگر متون درسی پائین رابه فراموشی می سپارند ، در صورتی که دست مایه های اصلی و گامهای اساسی همین متون است !

6- ارتباط با اساتید


وظیفه استاد تنها در این نیست که مطلب به شاگردانش تحویل دهد و وظیفه شاگرد هم تنها در این نیست که از استاد مطلب بگیرد بلکه تعلیم و تعلم علاوه بر جنبه نظری و آموزشی ، جنبه عملی و تربیتی نیز دارد ، یعنی آموزش عملی و الگوهای رفتاری استاد در جهت رشد و شکل گیری ساختار شخصیت شاگرد ، اگر اهمیت بیشتر نداشته باشد کمتر نخواهد داشت ، ودریافت الگوهای رفتاری ، تاثیر پذیری از خصلت های معنوی و اخلاقی استاد توسط شاگرد با ارتباط مستقیم با تماس نزدیک امکان پذیر است ، درنتیجه این روابط صمیمانه بر مبنای تربیت دینی است که اولا شاگرد از روحیات ، اخلاق ، منش و رفتار استاد متاثر گردیده و الگوهای عملی مطلوب را در زندگی خویش تطبیق می نماید و ثانیا مطالب القا شده را به نحو بهتر و ملموس تر می تواند دریافت نماید و پاسخ شبهات و سوالات علمی خود را با گفتگو های مستقیم از استاد دریابد .
رابطه تربیتی همانند رابطه آموزشی ، رابطه ای است متقابل ، که یک طرف آن به استاد و طرف دیگر آن به شاگرد بسته است یعنی از استاد استعداد یابی ، انتخاب و تشخیص بهترین و برجسته ترین شاگردان ، از میان مجموعه شاگردان در مرحله بعدی افاضه ، توجه خاص و زیر نظر دقیق گرفتن این شاگردان است ( علاوه بر علاقه و توجه عمومی که به همه شاگردان دارد ) و از شاگرد قابلیت ، ظرفیت و پذیرش است ، رابطه عملی و تربیتی در مسلک عرفای بیشتر و شدیدتر حاکم است هر فردی که در مسلک عرفا وارد شود و در طریق آنان گام زند باید دقیقا زیر نظر و اشراف عارف منزل دیده منازل عرفان را با دقت و احتیاط طی نماید و انصافا این بهترین مشی عملی در جهت تکامل، به نحو مطلوب است .
قابل تذکر است که خوشبختانه از بزرگترین جنبه های مثبت و برتری سیستم آموزشی حوزه علمیه، وجود این رابطه ظریف تربیتی و اخلاقی بین استاد و شاگرد است ، علاوه بر روابط معمول ، این یکی از جهات متمایز بین سیستم آموزشی حاکم بر حوزه و سیستم حاکم بر دانشگاه است .
بر اساس این همین اصل و مبنای تربیتی است که حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی ( دام ظله العالی ) روابط بسیار خوب و نزدیکی با اساتید خود داشته اند ، اساتیدی که هرکدام از اساطین و رجال نام دار حوزه علمیه بوده اند و اساتید نیز به ایشان عنایت و توجه خاص داشته اند .


فصل دوم :

بازگشت از نجف اشرف و اقامت در کابل :


حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی ( دام ظله العالی ) با بیست سال تحصیل ، تحقیق و تدریس مستمر در حوزه علمیه نجف اشرف و در ظل توجهات ائمه اطهار (علیهم السلام) به مرحله اجتهاد مسلم رسیده و با بار سنگین فرهنگی و اندوخته های عظیم اسلامی از نجف اشرف به تاریخ (22/2/1351) عازم وطن خویش می گردند ، آری این برگشت ، برگشتی تاریخی و سرنوشت ساز است ، برگشتی که یک جامعه را به سوی تحول عظیم در جهت رشد وتکامل به پیش می راند ، برگشتی که مصداق کامل آیه شریفه (( فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون )) است. با این برگشت هم فصل نوین در زندگانی ایشان گشوده می شود و هم تاریخ فرهنگی و علمی کشور رقم می خورد ، این فصل ، فصل انجام رسالت بزرگ الهی و اسلامی است ، فصل خدمت ، عرضه و بازدهی مایه ها و ذخیره هایی است که نتیجه بیش از بیست سال رنج ، زحمت ، غربت و تلاش مستمر و پیگیر است ، معظم له در جهت اعلاء کلمه توحید و انتشار فرهنگ اهل بیت علیهم السلام خود را در خدمت ملتی قرار می دهد که در طی قرون متمادی نسل اندر نسل شلاقهای ستم حکام جور و دار و دسته شان به جرم پیرو اهل بیت (علیهم السلام) بودن ، بر دوش نحیف خویش تحمل نموده اند ، مردمی که حقوق شان پایمال شده ، شخصیت شان لگد مال گردیده ، حریم حیثیت شان را شکستند و بالاخره مذهب و تفکرشان غیر رسمی ، قاچاق و جرم است ، سرزمینی که از در و دیوار آن فقر و تبعیض می بارد !
آری وقتی ما به اهمیت و ارزش چنین خدمتی در چنین جامعه ای پی خواهیم برد که به اعماق تاریخ کشور برگشته و تصور روشنی از سابقه تاریخی و وضعیت اسف بار ملت محروم تشیع در افغانستان داشته باشیم، ولی هنگامی که خبر ورود ایشان به خاک افغانستان در کابل انتشار یافت ، مومنین با صد و پنجاه ماشین تا غزنی و قندهار به استقبال شتافتند وتوجه دولت و ملت را به خود جلب نمودند و اهالی کابل سوال می کردند که این کدام شخصیت عظیم است که از او چنین استقبال می شود ؟ مردم در حاله ای از بهت و تحیر فرو رفته بودند ، زیرا تا آن زمان از هیچ شخصیت علمی چنین استقبالی نشده بود !
حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی ( دام ظله العالی ) بعد از برگشت از نجف اشرف به کابل فعالیت ها و خدمات گسترده خویش را در محورهای تدریس ، تبلیغ ، ایجاد و بنای مراکز آموزشی ، فرهنگی و مذهبی ، رسیدگی و پاسخگویی به مشکلات اجتماعی و امور مذهبی مردم آغاز نموده و با جدیت و اخلاص تمام دنبال می نمایند با حضور ایشان در کابل و ایجاد حوزه بزرگ درسی ، شیعیان افغانستان هویت فرهنگی و مذهبی درخشان تری می یابند ، جان و روح تازه ای می گیرند و بر خود می بالند که شاهد درخشش علمی خویش در برابر دیگران هستند .
معظم له هفت سال تمام در حوزه علمیه کابل به تدریس و تحقیق می پردازند و به صورت یک استوانه عظیم به حوزه علمیه کابل غنای فرهنگی و بار علمی بیشتری می دهند و با تاسیس مدرسه علمیه بزرگ ( جامعة الاسلام ) در کابل مرکز عظیم تعلیم و تعلم علوم اسلامی را ایجاد می نمایند .
معظم له همانگونه که نقش زعامت حوزه علمیه را در کابل به عهده داشتند ، محور مراجعه مردم نیزبودند و مردم به خاطر مشکلات اجتماعی و مسائل شرعی که داشتند، به ایشان مراجعه می کردند . گذشته از این در جهت تحکیم پیوندهای مذهبی مردم و ارتباط هر چه بیشتر آنها با ائمه اطهار (علیهم السلام) و احیای فرهنگ ناب تشیع ، خدمات شایانی را انجام داده اند ، با برپایی مراسم و محافل باشکوه تبلیغات و مواعظ و عزاداری ، روضه خوانی و نوحه سرایی به مناسبت های مختلف مذهبی و به خصوص دهه عاشورا و صفر ، ایام سوگواری و شهادت سید الشهدا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای آن حضرت و روزهای جمعه ، ایام و شبهای رمضان ، شعائر انقلابی تشیع ، ارزشهای مکتب اهل بیت علیهم السلام و فرهنگ سرشار از تحرک را در چنین محیط خفقان زده و ظلمانی ( محیطی که در گذشته نه چندان دور ) یاد اهل بیت و عزاداری آنها جرم و قاچاق بود و به خاطر عدم اعطلای مامورین و دژخیمان رژیم مردم نگهبان دم درب منازل و زیرزمینی ها می گذاشتند وبه عزاداری می پرداختند، ترویج و احیاء می دارند .
اما از نظر تبلیغاتی در بعد فکری مرکز تبلیغات ایشان مبارزه بر علیه افکار و مکاتب انحرافی و در ر‌اس آنها مکتب کمونیزم را تشکیل می داد ، چه اینکه ایشان دقیقا متوجه بودند که مبارزه با مکاتب فکری و وارداتی شرق و غرب بیش از هر موضوع تبلیغاتی دیگر در شرایط فعلی ضرورت دارد و جامعه اسلامی را عمال بیگانه و نمایندگان فکری آنها شدیدا مورد مخاطره و تهدید قرار داده اند.
علی رغم خفقان فرهنگی و سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی افغانستان ،خصوصا در جامعه تشیع از سوی حکومتهای استبدادی و علی رغم فضای باز سیاسی ، فرهنگی و تبلیغاتی برای جریانهای انحرافی چپ و راست ، شیعیان افغانستان در کابل الحق که در درخشش فرهنگی و سیاسی بی سابقه ای یافته بوند ، نهضت اسلامی در درون نیروهای انقلابی تشیع در حال نضج گرفتن بود و هسته های مقاومت اسلامی و برخورداری از اعتبار و پشتوانه نیرومندی چون حوزه علمیه در حال شکل گیری بود .
حوزه علمیه شیعیان در کابل ، در سطح حوزه ها و مدارس علمیه درسراسر کشور چه شیعه و چه سنی ، پیشرفته ترین و بالنده ترین حوزه علمیه بود. حوزه علمیه کابل می رفت که در سطح کشورهای اسلامی و در کنار حوزات علمیه نجف ، قم و مشهد درخشیده و به صورت حوزه علمیه ای غنی و مرکز بزرگ آموزش علوم اسلامی در جهان اسلام تبارز نماید ! که کودتای ننگین و خونین مارکسیستی به وقوع پیوست ، حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی ( دام ظله العالی ) با هفت سال اقامت و خدمت مستمر در کابل ، در این توسعه و انکشاف علمی ، فرهنگی و سیاسی شیعیان ، نقش محوری و درجه یک را داشته است و این در نوع خود کم خدمتی نیست .

فصـل ســوم

عزیمت به کابل و مراجعت مجدد به جمهوری اسلامی ایران


بعد از سقوط رژیم مارکسیستی در افغانستان و پیروزی مجاهدین ، حضرت آیة الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) تصمیم می گیرند که بعد از چهارده سال هجرت و فعالیت های جهادی و علمی ،اکنون باید به داخل کشور باز گردند. همانگونه که برگشت از نجف اشرف به کابل ، یک برگشت تاریخی و سرنوشت ساز بود ، این برگشت نیز یک برگشت تاریخی است ، هم فصل نوین در زندگانی ایشان است و هم تاریخ کشور و به خصوص تشیع با این برگشت رقم می خورد و در مرحله نوین قرار می گیرد.در شرایطی ایشان تصمیم به برگشت می گیرند که مردم ما، مجاهدین و رهبران جهاد و مقاومت ، اشد نیاز به وجود ایشان و دانشمندان و علماء دیگر دارند.
زیرا بعد از پیروزی مجاهدین، کشور در آستانه یک تحول بزرگ تاریخی قرار می گیرد و باید بنیادهای فرهنگی ،پایه های نظام سیاسی ، اجتماعی وارزش های موجود در جامعه و میراثهای به جا مانده از رژیم پیشین ، مبتنی بر ارزشها و تفکر اسلامی ، دچار تحول و دگرگونی اساسی گردد و این دگرگونی امکان ندارد مگر با حضور و نقش دانشمندان ، فقهاء ، علماء و متخصصین دانشهای دینی ، در عرصه این تحول نوین ، زیرا این چهره ها و شخصیت ها ، پاسداران و مرزبانان اصلی تفکر و ارزشهای اسلامی هستند. اگر در رأس یک نظام سیاسی در جامعه فقهاء و دانشمندان قرار داشته باشند ، اولا این نظام ثبات بیشتری می یابد و از انحرافات و گرایشهای غیر دینی محفوظ می ماند و ثانیا چنین نظامی مشردعیت ،اعتبار و مقبولیت بیشتری در میان مردم خواهد داشت.

براین اساس معظم له در تاریخ (20/2/1371 ) عازم کابل می گردند و مدت (تقریبا یک سال) در کابل ، در خطرناک ترین و حساس ترین شرایط ، برای اعتلاء کلمه الله و احیاء فرهنگ تشیع و سربلندی و احقاق حقوق ملت تشیع خدمت می کنند ،متأسفانه شیرینی و حلاوت پیروزی به کام ملت خسته و محروم افغانستان ،به خصوص تشیع دوام نمی آورد و آرمان بر پایی حکومت اسلامی و وحدت ملی در افغانستان ، به خاطر انحصار طلبیهای برخی جریانات و عناصر خود خواه و انحصار گرا ، تبدیل به خیال می گردد! و امنیت ، آرامش ، فضای صلح و صفا را قربانی امیال پلید و انحصار طلبیهای شیطانی خود می نمایند و کشور را بار دیگر به خاک و خون می کشانند.

فصل چهارم

تعهد و تقوای سیاسی حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی)


این موضوع را بدلیل اهمیت قابل توجه آن به عنوان چهارمین فصل از فصول زندگانی معظم له گشودیم ، اگر چه در هر مرحله از مراحل چهارگانه پر بار ایشان این موضوع قابل تذکر و یادآوری بود ، سه مرحله و فصل پیشین را که ارائه دادیم ، یک تقسیم بندی زمانی از زندگانی ایشان بود ، اما این فصل به کلیة مراحل حیات ایشان بر می گردد ، از دوران تحصیل تا کنون و بعد از این . در دنیای پر ماجرایی که از یک سو شاهد گرایشهای گوناگون فکری ، سیاسی ، اجتماعی و ... هستیم و از سوی دیگر در محاصرة شدید و در معرض هجوم گرایشها ، کششها و امیال نفسانی و درونی هستیم ، مادیات ، قدرت ، ریاست و ... در این دار فانی با همة جلوه ها و جذبه های خود ، در برابر انسان خودنمائی می کنند و انسان را به سوی خود فرا می خوانند.
آری در چنین شرایطی ، راست قامت و جاودانه ایستادن ، حفظ کرامت انسانی و عزت نفس ، به کژراهه نرفتن و به چپ و راست تغلتیدن و در یک کلام پاک و خالص زیستن و تحت تأثیر هیچ موج باطل و سرابی قرار نگرفتن ، هنر هر کسی نیست . امروزه تشنگان قدرت و ریاست چهار روزة دنیا دیوانه وار ، چهار نعل بسوی کسب اقتدار و ریاست و موقعیت های کاذب در رقابت و در حال تنش هستند ، بخصوص در جامعة ما که اوج بیشتر دارد. در متن جامعه رفتن و با مردم زیستن (نه در عزلت و انزوا) اما پاک زیستن ، در راه انجام مسئولیت های سیاسی ، اجتماعی و برای خدمت به مردم حرکت کردن اما خالصانه و بریده از گرایشات نفسانی انسان خود ساخته و وارسته و مهذبی می خواهد ، هر چند تاریخ ، چهره های زیادی از افراد را که بر هیولای نفس پیروز گردیده اند بما نشان می دهد.
اما چنین افرادی اولا- اغلب پاک زیستن را در کنج عزلت و انزوا کمائی کرده اند و ثانیا- با توجه به کل جمعیت جوامع انسانی بسیار معدود و اندکند، هنر پاک زیستن وقتی سخت تر و ظریف تر می گرددکه کلیة زمینه های غلطیدن به جهت های باطل ، با جلوه ها و جذبه های ظاهری خود آماده باشد . در این مرحله، مبارزه و مقاومت بسیار سخت تر و شدید تر می گردد که باطن انسان عرصة اوج رقابت ، کشمکش و تنش دو گرایش متخاصم باشد(گرایش به حق و باطل) ،بهمان میزان درصد و ضریب انسان های موفق در این جدال سخت درونی، پائین خواهد بود.عالمان دین ،پیشوایان و مراجع مذهبی ، رهبران سیاسی ، حکام و امراء جامعه، پیشقراولان حرکت های انقلابی و اصلاح طلبانه ، در تمامی ادیان ، مذهب و ملتها درگیر این جدال سخت در مرحلة اوج آن هستند، و بسیارند افرادینکه لغزیده اند، و بسیار کم اند عناصریکه از این عرصة جدال باطنی پیروز و سربلند بیرون آمده باشند!
با این توضیح زندگانی حضرت آیه الله العظمی محقق را از این زاویه بررسی می کنیم : از روزیکه ایشان پا به عرصة اجتماع گذاشته اند در همه مراحل و فصول حیات خویش ، در حالیکه همراه و در ارتباط با مردم و در حال خدمت و انجام مسئولیت های اجتماعی بوده است اما زلال اندیشیده اند و پاک زیسته اند .با سیر و بررسی در زندگانی بیش از 70 سالة ایشان ، کمترین نقطة ضعف و لکه ای را در شخصیت اجتماعی و سیاسی ایشان نمی توانیم بیابیم . همیشه به خواسته های پلید نفسانی جذبه های مادی فریبنده پشت پا زده است. در صورتیکه زمینه های هر نوع سوء استفاده های شخصی از بیت المال برای تکاثر و ثروت اندوزی و زندگانی مرفه مادی و نیز زمینه های ارتباط با دستگاههای حاکم جور برای کسب امتیازات ، اعتبار و موقعیت های برتر اجتماعی و زمینه های ارتباط با جریان های سیاسی خلاف مصالح ملت و وابسته به بیگانگان با امتیازات بالا ئی از کابل تا نجف و از نجف تا کابل و پاکستان و تا ایران برای ایشان فراهم بوده است اما با تکیه و توکل به خداوند متعال و ارتباط و توسل دائم به ائمه اطهار علیهم السلام فریب هیچ یک از این جلوه ها را نخورد و تحت تأثیر امواج باطل و هواهای نفسانی قرار نمی گیرند و همچنان امانت ، صداقت ، متانت ، و اخلاص خویش را حفظ می کنند و در جهت کسب رضای الهی و مصالح ملت گام بر می دارد.
در دوران نوجوانی و اوائل جوانی که در کابل زادگاه اصلی خود مشغول به تحصیلات علوم حوزوی بوده است کوچکترین رد پا و نشانه ای از ارتباط و گرایش ایشان به دستگاه حاکم و خطوط انحرافی وجود ندارد و هرگز به ستایش و تأیید از سیاست های دولت های جائر و حکام ظالم نپرداخته است، به خاطر کسب موقعیت و تقریب در دستگاه حکومت ، همچنین در طول 20 سال اقامت خود در حوزه علمیة نجف اشرف ، کوچکترین لغزش و گرایشی که موجب سوء استفاده و بهره برداری دشمنان اسلام و تشیع بشود نداشته است ، رژیم بعث تلاش زیادی می کند که بتواند با ایشان رابطه بر قرار نماید اما هیچگونه موفقیتی به دست نمی آوردو کاملا نا امید می شود ، در حالیکه عده ای افراد به دام رژیم بعث سقوط می کند عزت و عظمت شان شکسته و به پستی تن می دهند.
همچنین وقتی از حوزه علمیة نجف اشرف به کابل بر می گردند رژیم حاکم وقت ، نمی تواند از وجود ایشان به عنوان مؤید و حامی سیاست های خود بهره برداری نماید ، هرچند با تطمیع و نوید ها : برای یک بار هم لب به تأیید از سیاست های ظالمانه رژیم نگشوده است . با توجه به شخصیت اجتماعی ، پایگاه مردمی و وزنة علمی که ایشان ، داشت رژیم، بیش از هر شخصیت مذهبی و دینی دیگر ، به جلب رضایت ایشان و بر قراری ارتباط نیاز داشت تا توجیه گر سیاست هایش در جامعة مذهبی افغانستان از زبان یک مجتهد و عالم دینی باشد ولی کمترین موفقیتی در این زمینه نتوانست کسب کند ، نه تنها هیچ رابطه ای با رژیم نداشته بلکه با رژیم مبارزة منفی داشته است و قوت قلبی بوده است. برای نیروهای انقلابی و روشنفکران مسلمان اعم از حلقه های مبارزاتی حوزوی و دانشگاهی که با رژیم حاکم مبارزات مخفی یا علنی داشته اند.
و همچنین در طول اقامت اخیر ایشان در کابل در حساس ترین و خطرناک ترین شرایط ، همچنان راست قامت و استوار بر موضع و دیدگاه های مکتبی خویش پای می فشارد و برای خدمت به ملت محروم تشیع و مستضعفین از هر خطری استقبال می نماید و انگیزه های مادی و هواهای نفسانی ، حتی یک وجب ایشان را نمی تواند از صراط مستقیم منحرف سازد. در صورتی که زمینة هر نوع ارتباط و معامله با جریانها و جناح هایی که بر خلاف مصالح اسلام و ملت تشیع گام بر می داشتند فراهم بود ولی ایشان آن نوع ارتباطات را غرض آلود و منافی ایده و منافع ملت خویش می داند و تحت تأثیر هیچ زدوبند سیاسی و تطمیع های مادی قرار نمی گیرد و نهایت درجه از آن پرهیز می کند و لذا هیچ گونه اتهامی در این زمینه ها چه از سوی دوست و چه دشمن ، داده نشده است چه اینکه چنین اتهامی واقعا احمقانه است، زیرا کسانیکه در فن شایعه سازی مهارت دارند و به دنبال لکه دار ساختن چهرة افراد و شخصیت ها هستند ، آنها نخست احتمال میزان تأثیر شایعات و قبولی مردم را خوب ارزیابی می کنند ، سپس سوژه هایی را انتخاب می نمایند که بیشترین احتمال قبولی توسط مردم را داشته باشد و اگر روی سوژه هایی انگشت بگذارند که برای مردم غیر قابل قبول است و میزان موفقیت در حد صفر باشد ، چنین کاری احمقانه است و ضربه به اعتبار و حیثیت خودشان وارد خواهد شد.

استقامت و استواری ایشان در برابر گرایشات مادی و خطوط فکری ، انحرافی و از صراط مستقیم الهی نلغزیدند و با عزت و افتخار زیستن ،آنهم با حضور در متن جامعه و در حال اجرای مسئولیت های اجتماعی ، نشانگر روح بلند و عزت نفس ایشان است که ناشی از تعبد و توکل ایشان به خداوند تعالی و توسل و ارتباط دائم با ائمة اطهار علیهم السلام است . انصافا همین پاک زیستن و بی آلایش ، زندگی کردن توأم با تفوق علمی ، زمینه ساز مرجعیت و رهبری جهان تشیع می باشد.

فصـل پنجـم

فعالیت های علمی و فرهنگی در حوزه علمیة قم :



حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) در مرکز فقه و فقاهت حوزه علمیه قم (مهمترین مرکز علمی در جهان تشیع ) بعد از پذیرش مسئولیت مرجعیت در تاریخ( 23/6/ 1373 شمسی) درس خارج فقه را از اول کتاب خمس(عروه الوثقی) در حسینیه نجفیها شروع کردند.
شرکت و استقبال فضـلا و مدرسین و روحانیت جوان در حوزه درسی این فقیه اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) قابل تقدیر و جای سپاس گزاری و امید واری است و معظم له با قدرت علمی و تحلیلی،پیچیده ترین و مشکل ترین مسائل علمی و فقهی را حل کرده و انظار بسیاری از صاحب نظران را مورد نقد و بررسی قرار داده و نظرات تازه ای را ارائه کرده اند..
بی شک ایشان در رشته های مختلف علمی چون ادبیات عرب ، اصول ، فقه ، رجال ، کلام و ... ید طولائی دارد مخصوصا در فقه ، از دقت نظر خاصی برخوردار است.
در مدت بیش از 10 سال بدون وقفه (غیر از ایام تعطیل حوزه) مشغول تدریس فقه می باشند و تا کنون کتاب خمس ، اجتهاد و تقلید و کتاب طهارت را تدریس کردند و در این اواخر بنا به اقتضا شرایط افغانستان کتاب قضا را در روز های چهار شنبه تدریس می کنند.
واقعا وجود معظم له تحول بزرگی را در جامعة شیعة افغانستان به وجود آورده ، برای علماء روح امید و برای جوانان شور و نشاط و برای ملت آگاهی به مسائل شرعی به ارمغان آوردند.
در طول این ده سال هزاران استفتاء از مهاجرین مقیم جمهوری اسلامی ایران ، پاکستان و از داخل افغانستان و ... سرازیر قم شده و مسائل شرعی شان را در زمینه های مختلف از ایشان جویا شدند و از این طریق بسیاری از ابهامات و مسائل شرعی حل گردید و مؤمنین به وظایف شرعیه شان آگاه شدند.

فعالیت های تبلیغی و اجتماعی در افغانستان


1.تأسیس مدرسه جامعه الاسلام در کابل.
این مدرسه بعد از مراجعت حضرت آیه الله العظمی محقق کابلی (دام ظله العالی) از نجف اشرف به کابل تأسیس گردید که از آ ن زمان تا کنون مرکز تجمع طلاب و اساتید و محل اجتماع عظیم مردم متدین کابل در روزهای جمعه و ایام ولادت و شهادت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) می باشد و دفتر معظم له هم در آن مدرسه قرار دارد که پاسخگوی مسائل شرعی مراجعین محترم می باشد.
2.دفتر معظم له در هرات.
3.دقتر معظم له در مزار شریف.
این دفاتر نیز در اختیار مردم شریف و متدین قرار دارد و آماده باسخگویی به نیاز های هموطنان عزیز در زمینه تبلیغ ، مسائل شرعی، وجوهات شرعیه و ... می باشد.
آثار چاپ شده توسط معظم له:
1 -تحریر العروه الوثقی.
2- کتاب الخمس .
3 -کتاب مباحث الفقهیه (ج1.)
4. کتاب مباحث الفقهیه (ج2).
5- کتاب مباحث الفقهیه(ج3) .
6-وظیفه القضات .
7 -استفتائات جدید .
8-رساله علمی .
9-مناسک حج.
10-نصایح اخلاقی.

(( والسـلام ))