X
تبلیغات
رایتل

بسم الله الرحمن الرحیم

زنده یاد حاجی نادر علی ترکمنی


وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ (٨)

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (٩)

وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ( تکویر/١٠)

و در آن هنگام که از دختران زنده; به گور شده سؤال‏کنندگان شود: (8)

به کدامین گناه کشته شدند؟! (9)

و در آن هنگام که نامهای اعمال گشوده شود، (10)

حاجی نادر ترکمنی از عیاران هزاره بود ، بر خواستن عیار و  جوان مرد به حکم معجزه اجتماعی است؛ که در  جامعه ی نجات یافته از کشتار نسل کشی و گرفتار به بد رفتاری سیاسییند و قومش در منزلت اجتماعی شهروندان در جه سه و چهار هستند؛ سیاست خشونت و بد رفتاری  زبان مردم را به کام ؛ لگام زده است ، رنج فقر و آزار عمومی عقل و هوش را  از سر  مردم  پراندند، و این رفتار تدبیر را  از دست مردم  گر فت؛ راه  نجات  تنها چاپلوسی و نوکری حیوان صفت بود ،  حاجی نادر نشان دهنده ، استعداد قوم در جوان مردی و کار دانی و شجاعت وغیرت معقول بود ؛ حاجی نادر سمبول آزادی خوا هی  در روزگار سیاه جبارانه  آدم  خوار بود،  برای نجات قوم خود از جان و مالش مایه گذاشت ، برخلاف سیاست مکارانه  به خاطر کسب  موقعیت و پول ، قوم و منافع قوم را به حراجی  می گذارد، حاجی نادر جانش را فدای منافع قوم کرد؛  اوبه قول سعدی :نصیحت پادشاهان گردن کسی را مسلم بود، که بیم سر ندارد،امید زر .

موحد چه در پای ریزی زرش       چه شمشیر هندی نهی در سرش

امیدو هراسش نباشـد زکــس        بر اینست  بنیاد توحــید  و بــس

حاجی نادر که مشغول مبارزه با طاغوت حریم شکن بود و لی غافل از تقویت دیانت نبود او در حقیقت یکی از بانیان مدارس علمی مانند مدرسه خاتم الالنبیا‌‌ و مدینة العلم و محمدیه و غیر.... ‌ وهمچنان در تاسیس مساجد و تکایا مانند مسجد قهرمان کربلا و مسجد امام زمان و مسجد ابوذر غفاری وغیر ...... شریک بود او مبارز اهل دیانت بود،او در تقویت علمایی  دینی از هیچ کوشش دریغ نکرد، که امروز مردم ترکمن علمای در حد مرجعیت  و مقام آیت اللهی دارد، به خاطر همسوی حاجی نادر با علمای دینی بود.

 او در حقیقت مروج شریعت و فرهنگ تشیع بود ،  هیچ بنیاد دینی بی حضور حاجی نادر در کابل به سر نمی رسید ،حاجی نادر متخلق به اخلاق کریمه انسانیت بود او از مظلوم و افتاده با جان ومال خود دفاع کرد و مهمان خانه او همیشه پور از مردمان بی جای و بی پای بود، او در احیای  فضیلت انسانی هم بی نظیر بود ؛او افراد نخبه قومی و  وطنی را حمایت می کرد .  و بار ها می گفت قومی که نخبگان خود را حمایت نکند ،هرگز نجات نمی یابد، چون توسعه جامعه نیاز مند به ا فراد توسعه یافته است؛ افراد توسعه یافته همین نخبگان قوم است واین افراد توانای دارند بار گران مسئولیت اجتماعی را بردارند ، کار هر بز نیست خرمن کوبیدن  و گاو نر می خواهد و مردکهن. و به قول سعدی

بکارهای گران مـرد کار دیده فرســت          که شیر شرزه در آرد بزیرخم کمند

جوان اگرچه قوی یال و پیـلتن باشــد          بجنگ دشمن از هول بگسلد پیوند

نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است         چنانکه مسئله شرع پیـش دانشمـند

 و او مرد ی بود که ترسی به چشم نداشت ، که این نخبگان بزرگ می شوند و جاییم و موقعیتم را اشغال می کنند . و خودم کم رنگ می شوم او می گفت قومی رستگار است که حیات سیاسی شان به افراد بسته نیست ؛ و کادر های ورزیده و آمده خدمت علامت رشد و پویایی وتکامل پذیری یک جامعه است، او با نخبه کشی مبارزه کرد و اما خود هدف تیر نخبه کشان قرار گرفت، او در تجسم انسانیت و هنر آدمیت در جامعه هزاره کم نظیر بود.او مصداق شعر سعدی بود.

جوان مردی  و  لطفـست  آدمـیت          همین   نقش      هیولای       مپندار

هنر باید،که صـورت می توانــکرد          بایوانها  در  از  شنگرف   و  زنگار

چو انسان را نباشد فضل و احسان         چه فرق از آدمی    تا  نقش   دیوار

بدست  آوردن  دنیا   هنر   نیست          یکی  را  اگر تــوانــی دل بدســـت آر

او متوجه شکاف و گسست اجتماعی هزاره ها بود  او درعمل می خواست که این شکافهای شمالی وکوهستانی و دایزنگی  و دایکندی و بهسودی و جاغوری و غزنی چه و ارزگانی  را پور کند  او در دفاع از حقوق این قوم تبعیض به اساس منطقه را باور نداشت و از این شکاف و عدم همبستگی  و نگاه منطقه ای را از آفت های کشنده می دانست، که دست به دست استبداد داده است ، سعی مرحوم به همبستگی ارگانیک و سازمان یافته معقول بود او قومیتی را ارج می نهاد که مولد کرامت های انسانی باشد ، زمینه دشمنی را کاهش دهد ، درخت دوستی را بارور کند و دانش را در سر سفره هر خانواده بنشاند و گرد  فقر را  از پیشانی هر هموطن پاک کند، او غمخوار هر درمانده بود او در دفاع ازمظلوم ، جاغوری و غزنی چه ، دایزنگی و بهسودی نمی شناخت ، احساس او این بود که همه ازیک دیک گوشت گوچه ایم  و فرقی باهم نداریم  اوبار ها می گفت: زندگی بی معنویت  نان بی نمک و اشکنه بی قتیق است،  او به معنویت  وام دار بود که خود، اهل تهجد و عبادت بود، او مثل مردان کهنسال قوم دعاهایی توسل و کمیل و زیارت عاشور را از حفظ بود.

 او می گفت  هر پدیده نو را باید مدیریت عقلانی نمود، هرجیزی خوب از بیگانگان یاد گرفت و آن را بومی کرد ، از تقلید بازی فرنگ مآبی متنفر بود او بار ها می گفت تقلید عقل ها را در سر خشکانده است ، او هر نو آوری متناسب با فرهنگ دیانت بومی   می ساخت؛  دختر بچه های او مکتب می رفتند و سربرهنه ولوچک و بی بند بار نبودند، در خانه او زنان آزادی داشتند ولی اهل لهو ولعب نبودند ؛  و همه چیز به خوبی و بی بحران رهبری می شد.

 او تجارت و صنعت را رونق می داد و لی حقوق مصرف کننده را رعایت می کرد او تمام قوم را از آوردن جنس تقلبی و سود غیر منصفانه باز می داشت ، تکیه کلام او این بود، تاجر نباید شیر آب فروش و جو فروش گندم نما باشد اوبا تجارت ناجوان مردانه مبارزه می کرد ، که جیب مردم را خالی کند ، سود اجحافی ستاند و مردم را به بی نوای کشاند.وسیاست تجارت موفق  را به نفع توده محروم می دانست.او تجارتی را می ستود که نتیجه آن رفع محرومیت از اقشار فقیر جامعه باشد .

 برای نجات هزاره جات از جنگال دیو فقر دیدگاه منحصر به فرد داشت او بار ها می گفت سر مایه گذاری از خود هزاره جات آغازشود، اول هزاره جات امنیت دارد و نیروی کار ارزان و مردمانش اهل صداقت است ؛ اقتصاد هزارستان تقویت شود؛ خود کفای هزارستان در چانه زنی سیاسی جواب بهتر از تفنگ و جنگ می دهد؛  باید دیگران به هزاره جات وابسته شوند، آن وقت  دولت مرکزی بیشتر به این منطقه توجه می کند؛حتی آبادی هزاره جات را سر آغاز مدیریت  بیمار اقتصاد افغانستان می دانست ، و مردم کمتر آسیب پذیر و دچار حاشیه نشینی می گردد؛ او به فکر تحول بنیادین نظام معیشت هزارستان  بود ، او شمع بود که برای تمام هزاره ها و مردم بی نوای وطن می سوخت ، به هرحال حاجی نادر بخش ازهویت عیاری هزاره است و الهام بخش فضیلت های انسانی .

 بزرگداشت از حاجی ناد در حقیت تلاش برای احیای  هویت هزارگی و ساماندهی تعلقات قومی است ، حاجی نادر سمبول شجاعت و سخاوت و مردم دوستی  تجربه پذیر و اهل تعقل  و پند گیر و گلچین آموزه های بشری و نخبه پروری  و عدالت جو و یاور مظلوم و شریک فقرا   بود  و پور کنده شکاف و گسست اجتماعی هزاره ها است او آین  مدار جوان مردی و عیاری بود که به تمام هزاره ها اعتماد به نفس را تزریق می کرد و نسل امروز را از خود باختگی نجات می دهد،  و هنر مردم دوستی و سخاوت وتوجه به فقرا و غمخواری به این نسل یاد آوری می کند و درعین حال مدیرت معنویت را  بر  مهارت  می آموزاند ، حاجی نادر  مظلوم شهید شد و مظلوم باقی ماند،  چند سال به فکر بزرگداشت حاجی نادر بودیم ، به برخی علمایی  دره ترکمن و روشنفکران این مردم صحبت کردم ولی در عمل مارا یاری نکرد؛ چون خودم  و مردم یکاولنگ اقتصادی که توان دایر کردن  کنگره ملی هزارگی   نداشتیم  ، این نیت خیر بدون عمل باقی ماند ، و بار ها به استاد جعفری  نوسنده محبوب مردم گفتم:  بیا یک اطلاعیه بزنیم  و گدای کنیم، باز هم چون روحیه گدای نداشتیم  و جرئت نکردیم اگربپرسید؛ شما چه انگیزه دارید ، در جواب می گویم، ما دوجیزرا دنبال می کنیم. اول تقدیر از جوان مردی و عیاری و نخبه پروری است، این کار بازیابی هویت قومی است!  ملت که دچار بحران هویت هستد، زنده نیستد  و احیا هویت و استمرار هویت لازمه موجود کمال پذیر است  و حق این است مردم هزاره  به حاجی نادر مدیونند و دیگر اینکه هزاره ها دچار شکاف و گسست اجتماعی است که در عمل  مبارزه عدالت خواهی و کمال جوی نخبه پروری را نا کام کرده است و الگوی حاجی نادر دوای این درد  ما است، و از طرف دیگر حق باید گفته شود و لو به ضرر انسان تمام شود،رسول خدا( ص) گفته اند:  قل الحق و لو علی انفسکم : حق را بگویید  حتی به ضرر تان تمام شود و اگر کسانی از حقایق می ترسند  پس تحمل باطل و نا جوان مردی برای شان  سخت تر ازشنیدن حقایقند  و این حقایق به نقد پذیری و جراحی عیوب  ودرمان بیماری سیاسی جامعه کمک می کند و دیگر دفاع از مظلوم است، در دفاع از مظلوم همیشه سنگ تمام گذاشته ام ،حاجی نادر هرجند به جهالت و سوء تفاهم کشته شد ولی مظلومیت او بعد از مرگ شان هم ادامه پیدا کرد که گویا او درتجاوز ناموسی کشته شده است !

 این کار به معنای انتقام  و گسترش دشمنی هم نیست  و خانواده حاجی نادر این مصیبت را سالها تحمل کرد ند ،در مسجد قلب شان به ماتم نشستند و آلان هم به خاطر منافع مردم قادر به گذشت  از بانیان این توطئه ناجوان مردانه هستند.

  از بر گزار کننده کان مراسم ، بزرگداشت حاجی نادر در آمستردام ، هلند تشکر می کنیم  و به خاطر بزر گداشت این قهرمان ملی  پیشنهاد یک کنگره ملی هزارگی می دهیم، تا در این کنگره معایب سیاسی و اقتصادی مرد م شناخته و جراحی گردد و برای آینده سیاسی  مردم  تدبیر ملی سنجیده شود ؛ هرسال به خاطر فرهنگ جوان مردی و عیاری و معنویت از حاجی نادر مراسم  بزرگداشت در بهار غروبش گرفته شود  و خداوند ایشان را به شهدای  کربلا محشور نماید  وبه خانواده و بستگانش صبر و حوصله و گذشت عنایت کند و به مردم ما قدرت الهام گیری از رفتار جوان مردی وعیاری حاجی نادری عنایت کند.